یک فعال صنفی: بانک رفاه متعلق به کارگران و بازنشستگان است
یک فعال صنفی بازنشستگان تأکید کرد که بانک رفاه دارایی مسلم کارگران و بازنشستگان است و منابع مالی آن از محل حق بیمه کارگران تأمین میشود. او به اعتراضات بازنشستگان نسبت به واگذاری این بانک و دخالت دولت در آن اشاره کرد.
اعتراضات بازنشستگان
خسرو رنجبر، فعال صنفی بازنشستگان تأمین اجتماعی، در خصوص روند اعتراضات گفت: «ریشه این اعتراضات به سال ۱۴۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که دولت طرحی را مطرح کرد که بر اساس آن، بانک رفاه کارگران در مسیر خصوصیسازی و فروش قرار میگرفت. در حالی که اساساً بانک رفاه یک بانک خصوصی به معنای رایج آن نیست؛ این بانک متعلق به بازنشستگان و سازمان تأمین اجتماعی است و منابع مالی آن از محل حق بیمه کارگران تأمین شده است. پرسش اساسی ما از همان ابتدا این بود که دولت چگونه میتواند نهادی را که مالک آن نیست، به فروش بگذارد؟»
او ادامه داد: «از همان مقطع، ما بهعنوان بازنشستگان مستقل، اقدام به جمعآوری امضا و اعتراض رسمی کردیم. بارها نامه نوشتیم و امضاها را به نهادهای مسئول تحویل دادیم. این اعتراضها بینتیجه نبود؛ فشار ناشی از امضاها و پیگیریهای مداوم باعث شد در نهایت اعلام کنند که از فروش بانک صرفنظر میکنند. برای این موضوع، حتی با معاونت سازمان تأمین اجتماعی نیز گفتوگو داشتیم.»
مسائل جدید و اعتراضات ادامهدار
رنجبر با اشاره به مرحله بعدی اعتراضها گفت: «اما مسئله به اینجا ختم نشد. بعداً اعلام کردند که ۶۷ درصد از سود سهام بانک رفاه به دولت تعلق میگیرد؛ به بیان روشنتر، دولت قصد مصادره سود بانک را داشت. ما به این موضوع نیز معترض شدیم و بار دیگر امضا جمع کردیم. در مجموع، سه نوبت امضا جمعآوری شد و همه آنها بهصورت رسمی تحویل داده شد. ما بهعنوان صاحبان اصلی سازمان تأمین اجتماعی و بانک رفاه، صراحتاً اعلام کردیم اجازه هیچگونه دخلوتصرفی در این اموال را نمیدهیم.»
این فعال بازنشستگان تأکید کرد: «اخیراً برخی کانونها و سازمان تأمین اجتماعی اعلام کردهاند که بانک رفاه را از دست دولت خارج کردهاند. من منکر نقش آنها نیستم؛ میدانم که حدود دوازده کانون بازنشستگی و خود آقای سالاری نسبت به این موضوع حساس بودند و اقداماتی انجام دادند. اما واقعیت این است که بازنشستگان نیز در جلوگیری از ورود بانک رفاه به فرآیند خصوصیسازی نقش مهمی داشتهاند.»
نقش کارگران در جامعه
رنجبر در ادامه گفت: «درست است که ما کارگر بودهایم و از دل جامعه کارگری آمدهایم، اما این به معنای ناآگاهی نیست. بسیاری از ما با گوشت و پوست و خونمان جامعه را شناختهایم. زندگی ما یک دانشگاه واقعی بوده است؛ دانشگاهی که در آن با نابرابری، سختی و بیعدالتی مبارزه کردهایم. ما در بخش مولد جامعه بودهایم؛ همان بخشی که کشور را سر پا نگه داشته است. نفتی که استخراج میشود، از بازوی همین کارگران بیرون آمده است.»
او ادامه داد: «ما کارگران یقهسفید داریم که طراحی و برنامهریزی میکنند و کارگران اجرایی که در میدان، با آچار و ابزار کار میکنند. کارگر اجرایی، همه نوع آلودگی صوتی، تنفسی و شیمیایی را به جان میخرد تا تولید متوقف نشود.»
تجمعات و پیگیری مطالبات
این فعال بازنشستگان گفت: «ما بارها تجمع کردهایم؛ مقابل سازمان تأمین اجتماعی، مقابل مجلس و در نقاط مختلف. در مقاطعی تعداد ما به پنج تا شش هزار نفر هم میرسید. امضاهای ما در نامههای مختلف بالغ بر چهار هزار امضا بوده است اما واقعیت تلخی هم وجود دارد. با برخوردهایی که با برخی از بچههای ما شد، خیلیها دیگر از حضور در خیابان واهمه دارند. امروز ممکن است تعداد ما در تجمعها کمتر باشد اما یک چیز تغییر نکرده: ما هیچوقت خیابان را ترک نکردهایم و اعتراضمان ادامه دارد.»
او تأکید کرد: «کار ما قانونشکنی نیست. ما دقیقاً بر اجرای قانون تأکید داریم. میگوییم همان قوانینی که تصویب شده، باید اجرا شود. اصول قانون اساسی که حاصل خون شهداست، باید محترم بماند. قانون سازمان تأمین اجتماعی که ثمره زحمت کارگران است، نباید نقض شود.»
خواستهای بازنشستگان
رنجبر با انتقاد از ساختار اداره تأمین اجتماعی گفت: «سازمان تأمین اجتماعی زمانی شورایی اداره میشد، اما از دهه هفتاد آن را هیئتامنایی کردند. سؤال ما این است: چرا؟ ما معتقدیم باید دوباره به همان ساختار شورایی برگردد تا صاحبان واقعی این صندوق بتوانند درباره اموال و سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند.»
او در پایان گفت: «مطالبه اصلی ما بازنشستگان، دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن است. ما خواستار فضایی مستقل برای فعالیت و پیگیری مطالبات بازنشستگان هستیم و تأکید میکنیم که در تمامی مواردی که به نتیجه رسیده، ردپای مستقیم تلاشها و مطالبهگری ما وجود دارد. ما مصمم هستیم که حق بازنشستگان محترم حفظ شود و امکان پیگیری قانونی و مستقل مطالبات آنان فراهم گردد.»